![]() |
آگهی برای یک دل
دلم را سپردم به بنگاه دنیا.
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا . و هر روز برای دلم، مشتری آمد و رفت . و هی این و آن، سرسری آمد و رفت. ……. ولی هیچ کس واقعاً، اتاق دلم را تماشا نکرد. دلم قفل بود. کسی قفل قلب مرا وا نکرد. ……. یکی گفت: چرا این اتاق ، پر از دود و آه است؟ یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است؟ یکی گفت: چرا نور اینجا کم است؟ و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش، فقط از غم و غصه و ماتم است. ……. و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ ……….. و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست. و در را به روی همه پشت خود بست. ……… و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگربرای شما جا نداریم. از این پس به جز او ، کسی را در اینجا نداریم |
| اکنون ساعت 04:15 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد. |
Powered by vBulletin Version 3.8.12 by vBS
Copyright ©2000 - 2026, Jelsoft Enterprises Ltd.
Free Persian Language By
Harfe rooz Ver
3.0